تبليغاتX
بيا بنشين كنارم و به صداي تپيدن قلبم گوش بده … بيا بنشين كنارم و صداي ناله هاي دلم را بشنو … ببين كه چگونه مي گريد …بنشين كنارم و قطره هاي اشكم را ببين كه همانند سيل جاري مي شوند … اگر مي توانستي بداني درونم چه غوغايي ست هرگز … هرگز ملامتم نمي كردي … اگر مي دانستي كه چه ها ديده ام … چه ها شنيده ام …. و چه ها گذرانده ام هرگز ملامتم نمي كردي … اي كاش مي ديدي چشمان افسرده ام را كه درخفا مي گريند … اي كاش مي ديدي دستان كوچكم را كه بهر دعا هرشب روبه سوي آسمان درازند … اي كاش مي ديدي نازكي دلم را كه با پژمردن گلي مي ميرد … و با شكفتن غنچه اي دوباره جان مي گيرد … و حال با شكستن دل تو فنا ميشود … اي كاش احساسم را لمس مي كردي… و آنوقت است كه تو ديگر من خواهي شد … و هرگز مرا سرزنش نخواهي كرد … گرچه … هرگز در زبان سرزنشم نكردي … اما نگفته مي دانم كه دلخوري … زبان نگشوده مي دانم ناراحتي … ولي چه كنم كه من … اين بودم ... اين هستم … و اين خواهم بود ….

دلتنگی های من

« »

پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387

روز تولد تو....

امروز روز تولد توست...

صدای قلبمو می‌شنیدی که توی لحظه به دنیا اومدنت چقدر تند می‌زد... صدای اولین  گریه تو  توی اون روز بهاری برای من قسمت زندگی می نوشت... و من تولدت را جشن گرفتم تا لحظه ی اولین دیدار تو... تو توی این دنیا پا گذاشتی تا من برای تو بشم و ما برای هم... تولد تو برای من آغازیه با یه دنیا مهربونی... تولد همه‌ی خوبیها و زیباییهای زندگیم... روزی که فرشته‌ی زندگی من متولد شد و تک تک نفسهاش مرهم قلب من شدن... خنده‌هات شادی بخش زندگیمه... شونه‌های مردونت تکیه‌گاه خستگیهای روزگارمه... با تو و در کنار تو آرامش زندگی رو پیدا کردم... قدم‌هام با قدمهای تو جای پا گرفت... سختیهای زیادی رو پشت سر گذاشتی اما اونهارو از من دور کردی... کاش بتوونم مرهم خستگیهات باشم... دوستت دارم با همه ی وجودم... از خدای مهربونم می‌خوام همیشه سایه‌ت بالای سر من  باشه که این بزرگترین نعمت خدا برای ماست... امسال اولین تولدت که من و تو  در کنار همیم اما من در تنهایی برای تو جشن گرفتم....

 

                                         « حامد من؛ تولدت مبارک »  

Previous posts

      RSS 
Powered by Blogfa
Template Designer Blogger Templates
Template Translator Green applE

طراحي قالب-کدهاي html