تبليغاتX
بيا بنشين كنارم و به صداي تپيدن قلبم گوش بده … بيا بنشين كنارم و صداي ناله هاي دلم را بشنو … ببين كه چگونه مي گريد …بنشين كنارم و قطره هاي اشكم را ببين كه همانند سيل جاري مي شوند … اگر مي توانستي بداني درونم چه غوغايي ست هرگز … هرگز ملامتم نمي كردي … اگر مي دانستي كه چه ها ديده ام … چه ها شنيده ام …. و چه ها گذرانده ام هرگز ملامتم نمي كردي … اي كاش مي ديدي چشمان افسرده ام را كه درخفا مي گريند … اي كاش مي ديدي دستان كوچكم را كه بهر دعا هرشب روبه سوي آسمان درازند … اي كاش مي ديدي نازكي دلم را كه با پژمردن گلي مي ميرد … و با شكفتن غنچه اي دوباره جان مي گيرد … و حال با شكستن دل تو فنا ميشود … اي كاش احساسم را لمس مي كردي… و آنوقت است كه تو ديگر من خواهي شد … و هرگز مرا سرزنش نخواهي كرد … گرچه … هرگز در زبان سرزنشم نكردي … اما نگفته مي دانم كه دلخوري … زبان نگشوده مي دانم ناراحتي … ولي چه كنم كه من … اين بودم ... اين هستم … و اين خواهم بود ….

دلتنگی های من

« »

چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387

زخمها و دردهای آدم سرمایه است...!

زخمها و دردهای آدم سرمایه است!...

هر کسی نمیتونه به این جایی که تو رسیدی برسه.!..

 پس سرمایه ات رو با کسی قسمت نکن...!

داد نکش...!

آه و ناله هم نکن...!

صبور، آرام و بی سر و صدا همه چیز و تحمل کن.
 تکه سنگ آهن هستی تازیانه روزگار خردت کرد و شکستت و بارها درکوره

 بی رحم حوادث زمانه حراراتت داد..

گداخته شدی ، ذوب شدی، سرد شدی ولی هر بار آب دیده تر شدی.

تا العان کهبصورت پولاد در اومدی.

تو محکمتر از اونی که حتی بشه تصورش کرد...!

 

 

Previous posts

      RSS 
Powered by Blogfa
Template Designer Blogger Templates
Template Translator Green applE

طراحي قالب-کدهاي html