تبليغاتX
بيا بنشين كنارم و به صداي تپيدن قلبم گوش بده … بيا بنشين كنارم و صداي ناله هاي دلم را بشنو … ببين كه چگونه مي گريد …بنشين كنارم و قطره هاي اشكم را ببين كه همانند سيل جاري مي شوند … اگر مي توانستي بداني درونم چه غوغايي ست هرگز … هرگز ملامتم نمي كردي … اگر مي دانستي كه چه ها ديده ام … چه ها شنيده ام …. و چه ها گذرانده ام هرگز ملامتم نمي كردي … اي كاش مي ديدي چشمان افسرده ام را كه درخفا مي گريند … اي كاش مي ديدي دستان كوچكم را كه بهر دعا هرشب روبه سوي آسمان درازند … اي كاش مي ديدي نازكي دلم را كه با پژمردن گلي مي ميرد … و با شكفتن غنچه اي دوباره جان مي گيرد … و حال با شكستن دل تو فنا ميشود … اي كاش احساسم را لمس مي كردي… و آنوقت است كه تو ديگر من خواهي شد … و هرگز مرا سرزنش نخواهي كرد … گرچه … هرگز در زبان سرزنشم نكردي … اما نگفته مي دانم كه دلخوري … زبان نگشوده مي دانم ناراحتي … ولي چه كنم كه من … اين بودم ... اين هستم … و اين خواهم بود ….

دلتنگی های من

« »

سه شنبه دهم بهمن 1385

 

 

بخواب گل شکستنی ،که شب داره سر ميرسه

مهلت عاشقی هامون داره به آخر ميرسه

نگاه نکن به آسمون ،خورشيد خانم رفته ديگه

اينجا کسی از قديما قصه وشعری نميگه

بخواب قشنگ و موندنی،که دنيا ديدن نداره

گلای خشک کاغذی که ديگه چيدن نداره

ضريح عشقمون ديگه هيچی کبوتر نداره

شب ميره اما تو کوچه تاريکی شو جا ميزاره

از خواب نمی پره کسی وقتی که برگا ميريزن

شقايقای بی پناه اسير دست پاييزن

مرز و حصارو انتظار گم تو غبار جاده هاست

تو اين هجوم بی کسی پروانه بودن اشتباست

همدم غصه های تو زخمی بغض خاطره ست

اما هنوزم غروبا عاشقی پشت پنجره ست

همش غم و همش غروب ،يه غنچه وصدتا خزون

دلم ميگيره واسه غربت پاک باغچمون

بخواب اصالت سحر که ديگه تو دنيای ما

چراغی روشن نميشه با دست سرد آدما

Previous posts

      RSS 
Powered by Blogfa
Template Designer Blogger Templates
Template Translator Green applE

طراحي قالب-کدهاي html