تبليغاتX
بيا بنشين كنارم و به صداي تپيدن قلبم گوش بده … بيا بنشين كنارم و صداي ناله هاي دلم را بشنو … ببين كه چگونه مي گريد …بنشين كنارم و قطره هاي اشكم را ببين كه همانند سيل جاري مي شوند … اگر مي توانستي بداني درونم چه غوغايي ست هرگز … هرگز ملامتم نمي كردي … اگر مي دانستي كه چه ها ديده ام … چه ها شنيده ام …. و چه ها گذرانده ام هرگز ملامتم نمي كردي … اي كاش مي ديدي چشمان افسرده ام را كه درخفا مي گريند … اي كاش مي ديدي دستان كوچكم را كه بهر دعا هرشب روبه سوي آسمان درازند … اي كاش مي ديدي نازكي دلم را كه با پژمردن گلي مي ميرد … و با شكفتن غنچه اي دوباره جان مي گيرد … و حال با شكستن دل تو فنا ميشود … اي كاش احساسم را لمس مي كردي… و آنوقت است كه تو ديگر من خواهي شد … و هرگز مرا سرزنش نخواهي كرد … گرچه … هرگز در زبان سرزنشم نكردي … اما نگفته مي دانم كه دلخوري … زبان نگشوده مي دانم ناراحتي … ولي چه كنم كه من … اين بودم ... اين هستم … و اين خواهم بود ….

دلتنگی های من

« »

سه شنبه سی و یکم مرداد 1385

سهم من از تو فقط نبودنت بود....

همی چیز را گم کردم...همه کسم را گم کردم...میدونی همه چیز مثل یه کابوس بود و چه کابوس وحشتناکی....خدای من چرا این بلا سر من نازل شد؟؟؟حامدم را کدام مرداب از من جدا کرد؟؟؟روح زندگیم در کدام مرداب فرو شد که هرگز باز نخواهد گشت؟؟؟من به چه گناهی باید زنده به گور شوم و تا پایان عمر در دخمهای بنام زندگی جان بکنم؟؟؟گاهی فکر میکنم از همخ چیز متنفرم حتی از حامدم،ولی آخه مگر میشود او زندگیم،هستیم،روحم و تمام وجودم بود،چطور میتوانم از او متنفر باشم!!؟؟ولی همه میگن فراموشش کن ولی آخر چگونه؟؟؟حامد اومده بود که برود و من نمی دونستم،اکنون او رفته ، ولی با خود همه چیز مرا برد.ای کاش هر چه که داشتم با خود میبرد ولی احساس و روح و اشتیاق مرا برای زندگی باقی می گذاشت.حالا دیگر من هیچ نذارم چونحامد رو ندارم فقط میدونم یه خدایی دارم که نمیدونم صدام و میشنوه یا نه اما احتمالآ نمیشنوه وگرنه به حامد رو ازم نمیگرفت آخه اگر هیچ کس چیزی نمی دونست اون که میدونست من بدونحامدنمیتونم ....اما از همه ی این حرفا گذشته حامدم بدون هیچ وقت نمی بخشمت...فقط یه کلمه به من بگو چرا؟؟؟چرا؟؟؟

 

یکشنبه پانزدهم مرداد 1385

من دیگه اونو ندارم.....

دلتنگی.....
وقتی در تنهایی خودم قدم می زنم

خاطرات با تو بودن

آرامشم را بر هم می زند

چه پریشانی لذت بخشی است    دلتنگ تو بودن

دلم برای شنیدن صدایت تنگ شده

برای دیدنت...........

دیشب در خواب منتظر آمدنت بودم

اما به خوابم هم نیامدی و درد انتظار را در خواب هم حس کردم

Previous posts

      RSS 
Powered by Blogfa
Template Designer Blogger Templates
Template Translator Green applE

طراحي قالب-کدهاي html