عزیزم دلم تنگه... !
عزیزم دلم تنگه... !
حالم بده !
خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا ...!
بی تو تنهای تنهاییم !
تنها ترینم تو این دنیای بی مهر ...!
عاشق ترینم تو این دنیای سنگی........!
من بی تو تنهامممممممممممممممممممممم !
فکر میکردم اینجارو بسازم ٬ حرفامو توش بگم٬ ولی آخه اینجا هیچ چيزو نشون نمیده !
نه اشکهایی رو که الان از گونه هام سرازیرن !
نه میزمو که خیس خیس شده از اين اشکها ...!
نه تپشای قلبمو ٬ نه تنهاییامو ٬ نه دلتنگیامو .... نشون میده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
کی اشکامو پاک میکنه شبا که غصه دارم ... ؟
دست رو موهام کی میکشه وقتی تو رو ندارم ... ؟
به خدا...هیچ کس ... هیچ کس...!
این وبلاگ خیس نمیشه از اشکام... !
هیچ کی نمیفهمه......... حتی تو !
جرم من عشق است !
به کدامين جرم حکم صبر برای من صادر شده ؟؟
ميخواهم همگام با سايه تنهايم در خيال بارانی ام قدم بزنم !
و چتر شکسته بغضم را بگشايم !
می خواهم شاعر لحظه های تارم باشم و غزل غزل گريه کنم !
ميخواهم در کنار دريای دلواپسی انتظار٬ در انتهای جاده غربت بنشينم !
و نگاهم را به روزی بدوزم که همه تلخيها و ناباورانه ها از ديارم کوچ کنند !
ميخواهم آنقدر اشک بريزم تا که ابرها نزد چشمم خجل شوند !


