تبليغاتX
بيا بنشين كنارم و به صداي تپيدن قلبم گوش بده … بيا بنشين كنارم و صداي ناله هاي دلم را بشنو … ببين كه چگونه مي گريد …بنشين كنارم و قطره هاي اشكم را ببين كه همانند سيل جاري مي شوند … اگر مي توانستي بداني درونم چه غوغايي ست هرگز … هرگز ملامتم نمي كردي … اگر مي دانستي كه چه ها ديده ام … چه ها شنيده ام …. و چه ها گذرانده ام هرگز ملامتم نمي كردي … اي كاش مي ديدي چشمان افسرده ام را كه درخفا مي گريند … اي كاش مي ديدي دستان كوچكم را كه بهر دعا هرشب روبه سوي آسمان درازند … اي كاش مي ديدي نازكي دلم را كه با پژمردن گلي مي ميرد … و با شكفتن غنچه اي دوباره جان مي گيرد … و حال با شكستن دل تو فنا ميشود … اي كاش احساسم را لمس مي كردي… و آنوقت است كه تو ديگر من خواهي شد … و هرگز مرا سرزنش نخواهي كرد … گرچه … هرگز در زبان سرزنشم نكردي … اما نگفته مي دانم كه دلخوري … زبان نگشوده مي دانم ناراحتي … ولي چه كنم كه من … اين بودم ... اين هستم … و اين خواهم بود ….

دلتنگی های من

« »

دوشنبه بیست و ششم دی 1384

تو اولین عشق منو آخرین عشق من تویی

نرو منو تنها نذار که سرنوشت من تویی

هرگز نمی شد باورم از جدایی حرف بزنی

تو زندگی بعد خدا تو خدای قلب منی

دوستت دارم به خدا بی نهایت

به عشق تو به روی تو دیگه دل کرده عادت

به تو من محتاجم مثل ظلمت به روشنی

به خدا این ظلمه دل عاشق رو بشکنی

عشق من با من باش اشکامو دامن باش تا که دنیا دنیاست

دل به عشقم بسپار منو تنها نگذار که دل من تنهاست

دوستت دارم به خدا ی نهایت

Previous posts

      RSS 
Powered by Blogfa
Template Designer Blogger Templates
Template Translator Green applE

طراحي قالب-کدهاي html